السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
504
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)
عنفقه در كلمات فقها به عنوان مصداق ذكر شده است . از آن به مناسبت در باب صلات نام بردهاند . در وضو ، شستن روى موهاى صورت ، همچون عنفقه كافى است و شستن زير موها لازم نيست . 2 عنقاء عَنقاء : پرندهاىنا شناخته . از نظر لغويان ، عنقا پرندهاى ناشناخته است كه مردم در حدّ نام آن را مىشناسند و چيزى از ويژگيهاى آن نمىدانند . 1 در بعضى روايات ، عنقا از مسخ شدگان شمرده شده است 2 ( - - ) مسوخ ) . عنكبوت عنكبوت : از حشرات . از آن به مناسبت در بابهاى طهارت ، صلات و اطعمه و اشربه نام بردهاند . زدودن تار عنكبوت از خانه مستحب و باقى گذاشتن آن مكروه است . در حديثى از امير مؤمنان عليه السّلام آمده است : « باقى گذاشتن تار عنكبوت در خانه فقر و تنگدستى را در پى دارد » . 1 عنكبوت از حشرات است ( - - ) حشرات ) كه خوردن آنها حرام مىباشد . 2 اين حشره از جانورانى است كه خداوند برخى خلافكاران را به صورت آن مسخ كرده است 3 ( - - ) مسوخ ) . در روايتى آمده است : « خداوند زنى را كه همسر خود را سحر كرد ، به صورت عنكبوت مسخ نمود » . 4 عنكبوت ؛ سوره عنكبوت ؛ سوره : بيست و نهمين سورهء قرآن كريم . از آن در باب صلات نام بردهاند .
--> ( 1 ) . لسان العرب ، واژهء « عنفق » * ( 2 ) . المبسوط 1 / 20 ؛ الروضة البهية 1 / 324 ؛ جواهر الكلام 2 / 158 . ( 1 ) . كتاب العين ، لسان العرب و مجمع البحرين ، واژهء « عنق » * ( 2 ) . وسائل الشيعة 24 / 111 . ( 1 ) . كشف الغطاء 3 / 95 و 98 ؛ وسائل الشيعة 5 / 322 * ( 2 ) . مستند الشيعة 15 / 104 ؛ النور الساطع 2 / 250 * ( 3 ) . ذكرى الشيعة 3 / 34 ؛ جواهر الكلام 36 / 196 - 197 ؛ الحدائق الناضرة 5 / 225 * ( 4 ) . وسائل الشيعة 24 / 110 .